کنشهاي اجرايي به عملکرد مغز و بخصوص عملکرد لوب پيش پيشاني مغز وابسته اند و در برگيرنده مجموعه اي از فرايندها و فعاليتهاي عالي مغز مي باشند که به طور مستقل اما هماهنگ مسئوليت کنترل، نظم دهي و هدايتگري رفتار فرد را بر عهده دارند.
امروزه نارساکنشوري اجرايي در بسياري از اختلالها حوزه روانشناسي مرضي تحولي از جمله اختلال نارسايي توجه/فزون کنشي، اختلالهاي طيف درخودماندگي، اختلالهاي يادگيري، اختلال سلوك، اختلالهاي تيک، اختلال روانگسيختگي دوران کودکي، اختلالهاي تغذيه اي و ناتواني تحولي هوشي بازشناخته شده است.
مدل 12 تایی کنش های اجرایی مغز:
انعطاف پذیری: توانایی انطباق دادن و تغییر دادن روشها برای رسیدن به هدف.
پشتکار : توانایی مداومت بر تکالیفی که نیاز به تلاش مستمر دارند.
فرا شناخت: توانایی ملاحظه و مشاهده خود.
سازماندهی: توانایی بکارگیری یک روش سیستماتیک برای دستیابی به هدف.
برنامهریزی: توانایی ایجاد و بسط استرتژیها برای تکمیل یک کار.
تنظیم عواطف: توانایی مدیریت احساسات فردی به منظور تصمیم گیری و تکمیل تکلیف.
بازداری از پاسخ (واکنش): توانایی متوقف کردن یا به تأخیر انداختن یک عمل به جای نشان دادن یک رفتار تکانشی (بدون فکر).
تفکر اجتماعی: توانایی نشان دادن واکنش مناسب به مسائل اجتماعی.
توجه مستمر: توانایی حفظ تمرکز و توجه در حضور عوامل مزاحم.
آغازگری: توانایی آغاز کردن یک کار به جای طفره رفتن و به تعویق انداختن آن.
مدیریت زمان: توانایی انجام کارها در یک زمان معین و مناسب
حافظه فعال: توانایی به یاد آوردن اطلاعات مرتبط و بکارگیری آنها برای تکلیف و عمل فعلی