"نمايه اي از كودكان با ناكارآمدي قسمت راست مغز"

 

اولين مشخصه ي اين كودكان از زمان جنيني است.مادران اين كودكان در زمان بارداري از لگد زدن هاي زياد جنين و چرخش هاي جنين در زمان خواب شاكي هستند.در زمان نوزادي در براير خواب مقاوم هستند و در عين حال بيتاب هستند و زياد گريه مي كنند .
اما والدين همه اين موارد را به زودي فراموش مي كنند و در اصل فكر ميكنند كودك خيلي باهوشي دارند،بنابراين با شوق زيادي تلاش ميكنند كه هر چه زودتر امور اموزشي كودك خود را شروع كنند.
انها ممكن است از يك كودك نوپا بخواهند كه بخواند و حتي ان كودك واقعا چند كلمه بخواند.او هر چيزي را كه والدين ميگويند را در حافظه خود ثبت مي كند.
حالا كودك به مرحله ي سني رسيده كه بايد بازي كند . يكي از مشكلات والدين در اين زمان اين است كه كودك دائما به اطراف نگاه مي كند و دائما در حال دويدن است.به صورت واضح مشخص است كه وي براي چند لحظه هم نميتواند بنشيند با اين حال والدين با شيفتگي زيادي به آموزش سريع كودك خود ادامه مي دهند.اين موضوع براي والدين كمي گنگ است كه چراكودكان با هوشي مثل اين كودك دير به حرف مي افتد.در واقع اين كودكان نمي توانند به خوبي صحبت كنند. اين كودكان با نداشتن بيان خوب مي توانند خوب ياد بگيرند و مدرسه را به خوبي آغاز كنندبا مهارت خواندن و هجي كردن كه متاسفانه اين عمل خيلي قبل تر از نهادينه شدن لغات صورت گرفته است.
بازتاب عملكرد كودك در مدرسه  خيلي زود از طريق معلم به خانه مي رسد.خارج از كنترل، لجوج، داراي حركات تكانشي، لجوجي و نافرماني.
والدين اميدوارند كه اگر كودك بزرگتر شود اين مسايل حل شود.در اين زمان است كه كودك وارد مرحله بعدي مي شود.
ناگهان كودك در مدرسه به يك نبرد وارد مي شود.او توانايي خواندن را دارد اما نمي تواند لب مطلب خوانده شده را ادا كند .با رياضي مشكل دارد. وي متاسفانه زمينه ي درس خواندن را از دست مي دهد به اين خاطر كه نمي تواند تمركز كند.
مثل همه كودكان اشتياق دارد كه دوستاني داشته باشد.براي همين هم بسيار تلاش ميكند،موضوع اين نيست كه انها براي اين كار  چقدر تلاش ميكنند موضوع اين است كه اين كار را به درستي انجام نمي دهند.انها به قلمرو كودكان حمله مي كنند و كودكان ديگر وي را عجيب و غريب ارزيابي ميكنند.
اين موضوع باعث مي شود كه انها احساس ناكامي كنند در عين حالي كه مي دانند از ديگر همسالان خود باهوشتر هستند. بنابراين احساس ترس و بيم بيشتري پيدا مي كنند و نافرماني انها بيشتر و بيشتر مي شود.
معمولا اين كودكان حالت اقتدار را اول به مادر نشان مي دهند.اين كودكان نسبت به موضوعات مختلف حساس مي شوند. مادر ها در اين زمان مي گويند كه كودكشان يک جوري با همسالانش متفاوت است. مادراني كه فرزند ديگري دارد نيز اعلام ميكنن كه كودكشان با خواهر يا برادرش ارتباط برقرار نمي كند. برخي ميگويند كه كودكشان نمي تواند صداي يكنواخت را تحمل كند و در برابر ان واكنش هيجاني زيادي نشان مي دهد. گاهي كودكي ديده مي شود كه با همه چيز مشكل دارد. اين علايم را به صورت بارز در كودكان اوتيسم، آسپرگر،بيش فعالي با كاستي توجه(ADHD)  ميتوان مشاهده كرد.