اختلال طیف اوتیسم در DSM-5
اختلال طیف اوتیسم در DSM-5
اختلال طیف اوتیسم یکی از انواع اختلالات رشدی عصبی است که در دوران اولیه کودکی آشکار و مشکلات زیادی را برای کودک، خانواده و جامعه فراهم می کند. این اختلال برای اولین بار در سال 1943 توسط لئو کانر روان پزشک اتریشی معرفی شد. اما تا قبل از سال 1980 کودکانی که سمپتوم های اوتیسم را داشتند، به عنوان زیرگروهی از اسکیزوفرنی کودکان طبقهبندی میشدند.
به طور رسمی و برای نخستین بار در سال 1980و در DSM-3، اختلال اوتیسم با عنوان اختلال نافذ رشد (P.D.D) به صورت یک اختلال مربوط به روانپزشکی کودکان معرفی شد. چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-4)، سمپتوم های ضروری برای تشخیص اختلال اوتیسم را در سه حوزه نارسایی های اجتماعی، نارسایی های ارتباطی و الگوهای تکراری و کلیشه ای در رفتار، علایق و فعالیت ها که قبل از 3 سالگی بروز میکند، معرفی کرده است. هم چنین DSM-4، چهار اختلال نافذ رشد دیگر با عنوان اختلال آسپرگر، اختلال رت، اختلال تجزیه کودکی و اختلالات نافذ رشد که به گونه دیگر مشخص نشده است، معرفی کرده است که ویژگی همه آن ها نقص در مهارت های اجتماعی، ارتباطی و رفتارهای کلیشه ای است.
از سال 1980 که برای اولین بار اختلال اوتیسم به صورت یک طبقه جداگانه شناخته شد تا سال 2013 که پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-5) از سوی انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر شد، تغییر و تحولات وسیعی در حوزه اوتیسم صورت گرفته است. یکی از انتقادات عمده ای که به نسخه های قبلی DSM وارد می شد این بود که در آن ها طبقه بندی تفکیکی (افتراقی) شفافیت نداشت. برای مثال تحقیقات نشان می دهند که برای بسیاری از اختلالات، تمایز بین سمپتوم های عمده و سمپتوم های خفیف تر، به "درجه" ربط دارد، نه به "نوع". به همین خاطر و به دلیل مشکلاتی که در تفکیک اختلال اوتیسم، اختلال آسپرگر، اختلال رت و اختلال تجزیه کودکی وجود داشت، DSM-5 همه این اختلالات را حذف کرده و آن ها را تحت لوای "اختلال طیف اوتیسم" معرفی کرده است.
تغییر عمده دیگری که در در حوزه اختلال طیف اوتیسم ایجاد شده است این است که DSM-5 بر خلاف DSM-4، معیارهای لازم برای تشخیص اوتیسم را در دو حوزه کلی نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی و رفتارها، علائق و فعالیت های محدود و تکراری معرفی کرده است. همان طور که مشهود است DSM-5، معیار های نقص در تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی را با هم ترکیب کرده است. منطق پشت پرده این تغییر و تحول این است که در مردم عادی، بین نقص در مهارت های اجتماعی و نقص در مهارت های ارتباطی، ضریب همبستگی متوسط وجود دارد، در حالی که در نمونه های آماری کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، بین مهارت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی، ضریب
همبستگی بسیار بالا مشاهده می شود. به همین دلیل DSM-5 این دو معیار را با هم ترکیب کرده است.
سطح شدت برای اختلال طیف اوتیسم، روی یک پیوستار تعیین می شود و درجه نقص برای مشکلات موجود در ارتباط اجتماعی و برای رفتارها، علائق و فعالیت های محدود و تکراری به صورت جداگانه در نظر گرفته می شوند. DSM-5 سه سطح شدت برای اختلال طیف اوتیسم معرفی کرده است: سطح 1: نیازمند به حمایت، سطح 2: نیازمند به حمایت زیاد و سطح 3: نیازمند به حمایت بسیار زیاد.
اختلالی در همسایگی اوتیسم
اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک)، یکی از اختلالات رشدی عصبی است که جدیدا به عنوان یک اختلال ارتباطی به پنجمین ویرایش تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-5) اضافه شده است. DSM-5 سمپتوم های لازم برای تشخیص این اختلال را نقص دائمی در استفاده از ارتباط کلامی و غیرکلامی برای ارتباط با دیگران معرفی کرده است که موجب ناتوانی در ارتباط صحیح و موثر، تعامل اجتماعی، روابط اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و عملکرد شغلی میشود. سمپتوم های اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) در اوایل دوره ی رشد (خردسالی و اوایل کودکی) آغاز می شوند، اما نقص های کودک ممکن است تا زمانی که نیاز به ارتباط اجتماعی، از حد توانایی او بیشتر شود، به طور کامل ظاهر نشود.
کودکانی که طبق معیارهای DSM-5 به عنوان اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) تشخیص می گیرند، قبلا طبق معیارهای چهارمین ویرایش تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-4) احتمالا مبتلا به اختلال رشدی فراگیر – نامشخص به شیوه دیگر (PDD-NOS) تشخیص داده می شدند. (2). منطق پشت پرده ی اضافه شدن این اختلال به عنوان یکی از اختلالات ارتباطی در DSM-5، تغییر و تحولات عمده ای است که در حوزه اختلال طیف اوتیسم صورت گرفته است.
وجه تمایز اختلال طیف اوتیسم و اختلال ارتباط اجتماعی در این است که در اختلال طیف اوتیسم رفتارها، علایق یا فعالیتهای تکراری و محدود وجود دارد و در اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) چنین رفتارهایی مشاهده نمیشود. افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در یک دوره از زندگی خود ممکن است رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود را نشان ندهند، و به همین دلیل، متخصصان باید سوابق کامل فرد را به دست بیاورند. عدم حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود در حال حاضر، چنان چه این رفتار قبلاً وجود داشتهاند، نباید ابتلا به اختلال طیف اوتیسم را منتفی کند. فقط زمانی باید احتمال ابتلا به اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) را در نظر گرفت که در سابقه ی فرد هیچ گونه شواهدی دال بر حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود وجود نداشته باشد.
هم چنین ممکن است بین سمپتوم های اختلال ارتباط اجتماعی و بعضی شکل های آسیب ویژه زبانی، همپوشانی وجود داشته باشد، اما باید به این نکته توجه داشت که ممکن است مشکلات ارتباطی و بعضی مشکلات اجتماعی ثانویه در افراد مبتلا به آسیب ویژه زبان وجود داشته باشد. با این حال، اختلال زبان معمولاً با ارتباط غیرکلامی غیرعادی، و نیز با حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های محدود و تکراری، در ارتباط نیست.
به طور خلاصه، وقتی فرد مشکلاتی در ارتباط و تعاملات اجتماعی نشان میدهد اما رفتارها، علایق و فعالیت های محدود و تکراری ندارد، ممکن است به جای معیارهای اختلال طیف اوتیسم، معیارهای لازم برای اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) برآورد شوند. البته متخصصان باید با دقت و احتیاط رفتارهای محدود و تکراری در گذشته یا حال را مورد بررسی قرار دهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ ساعت 19:28 توسط علی رضا یاوری کلور
|